تبلیغات
ღღღღ ثبت خاطرات زندگی ღღღღ

پسر گلم به مدرسه می رود

ارسال شده در: عکس ها ، خاطرات شیرین ،

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

سلام و درود به شما مهربانان...ایشالله که حالتون خوب باشه و قبراق و سرحال روزگار رو به خوبی و خوشی سپری کنید.

این خاطره ها قبل از رفتن به مدرسه مربوط میشه.وقتی که مدرسه ها باز میشه،همه بچه ها در حال و هوای خاصی به سر می برن و دوست دارن که اول مهر هر چه زودتر برسه و بتونن دوستاشونتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدرو ببینن،حرف تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدبزنن و بازی تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدکنن.ولی امسال با سالهای قبل فرق داشت.خوب می دونید که معلمهای عزیز از ایران نیومده بودن و علیرضا ناراحت از نرفتن به مدرسه و فرشاد خوشحالHappy Dance که میخواد به مدرسه بره.شب قبل از شروع مدرسه ها علیرضا و فرشاد به اتاقشون رفتن تا زودتر بخوابن.موقعی که می خواستن بخوابن با هم صحبت میکردن و منم Hairdoصحبتهاشون رو می شنیدم که علیرضا به فرشاد میگه:داداش میشه منم فردا صبح بیام مدرسه؟قول میدم پسر خوبی باشم تا تو تعطیل بشی.آخه خیلی دلم میخواد بیام مدرسه.چیکار تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدکنم؟راستی کلاس چهارم تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدسخته؟داداشی با مهربونی میگه:اول اینکه آقای استادی به پدر و مادرا گفته که بچه ها نباید بیان مدرسه،چون ما کاری نمی توانیم براشون انجام بدیم.دوم اینکه کلاس چهارم سخت نیست.اگه تلاش کنی و درست رو خوب بخونی می تونی امسال رو هم با نمرات خیلی خوب قبول بشی.دوباره میگه:داداش میشه با خودکار بنویسم؟فرشاد از خاطراتش براش میگه:من که هم سن تو بودم،معلم می گفت:هر کس که خوش خط بنویسه  و نمره 20 بیاره می تونه با خودکار بنویسه.من هم جزو اونا بودم.حالا شما هم باید سعی کنی که خوش خط بنویسی.علیرضا میگه:باشه داداشی.بعد بوسش می کنه و میگه:عشق من تویی...عمر من تویی...من هم که این صحبتهاشون رو می شنیدم لذت می بردم و خدا رو شاکر شدم که پسرام ارتباط خوبی با هم دارن.

تصاویرشباهنگ Shabahang- Dividers

روزی که فرشاد می خواست به مدرسه بره،من علیرضا رو از خواب بیدارش نکردم و فرشاد گفت که بیدارش کنم؟گفتم:نه بذار بخوابه...اینجوری بیشتر ناراحت میشه و دوباره اصرار می کنه که ببریش مدرسه.بعد صورتش رو بوسید و منم از زیر قرآن ردش کردم  و به خدای مهربون سپردمش.سرتون رو درد نیارم.شب شد و بچه ها می خواستن بخوابن که علیرضا به فرشاد میگه:داداشی فردا صبح ساعت 7 منو بیدار میکنی؟میخوام ببینم 7 صبح چطوریه؟؟!!!!فرشادم میگه:باشه داداشی.شب بخیر میگن و می خوابن.صبح که میشه فرشاد از خواب بیدارش می کنه و میره بحونه بخوره و آماده بشه و به مدرسه بره.علیرضا رو دیدم که یک سینی برداشته و داره قرآن و یک کاسه هم آب روی سینی میذاره!!!بهش میگم چرا این کار رو می کنی؟میگه خوب میخوام داداشم از زیر قرآن رد بشه.گفتم:دیروز من این کار رو انجام دادم،نیازی نیست.دوباره میگه:مامان بذار انجام بدم.گفتم:باشه عزیزم.خلاصه با خندهتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدو خوشحالی داداشش رو از زیر قرآن رد کرد و آب هم پشت سرش ریخت.فرشاد هم ازش تشکر و روبوسی کرد و خداحافظی کرد.وقتی علیرضا میاد خونه میگه:آخیش چه حالی میده.گفتم:ای کلک...پس اینا همش نقشه بوده...در جواب میگه:آره...پس چی...داداشمه...منم از خوشحالی زیاد یه ماااااااچتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدآبدار ازش می گیرم...الهی که فداتون بشم عزیزای من

تصاویرشباهنگ Shabahang- Dividers

جاتون خالی...داشتیم انار می خوردیم.یه دفه علیرضا به فرشاد میگه:داداشی یه موقع که زن دار بشی من که داداشتم،فراموشم نمی کنی؟که همه ما زدیم زیر خندهتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنید .در حین خندیدن فرشاد میگه:البته که نه.تو داداش منی...عمر منی...خیلی خیلی دوستت دارم

تصاویرشباهنگ Shabahang- Dividers

سرانجام بعد 12 روز به لطف خدای مهربون معلمهای عزیز از ایران اومدن و بچه ها هم با خوشحالی هر چه بیشتر و با امید اینکه بتونن سال تحصیلی پر از موفقیتی رو به همراه داشته باشن،به مدرسه رفتن.


لوازم مدرسه گل پسری

دو برادر دوست داشتنی آماده برای رفتن به مدرسه

آقا سجاد،علیرضا جونم،آقا فرشاد

با دانش آموزان مدرسه

موزه مینیاترک همراه با سینا عزیز و علیرضا خوش تیپ

بازی دیگه کوچیک و بزرگ نمی شناسه

کلیسایی واقع در جاده استقلال (استانبول)

پارک گلخانه

 

 

 

و در آخر عکس یادگاری با مصطفی زمانی(بازیگر توانای کشورمون)

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است،مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است،مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است،مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل یه مادر. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر است...

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

 


...




طراحی قالب توسط پارس تولز

ایران دوست
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ