تبلیغات
ღღღღ ثبت خاطرات زندگی ღღღღ

سلااااااااااااااام،ما اومدیم

ارسال شده در: عکس ها ، خاطرات شیرین ،

تابستونه،شب های آسمون پر ستاره      به آدم می دهد،عمر دوباره

او زیباتر از هر سرزمین استspringبهشت دنیوی که گویند،همین است

یک سلااااااااااام گرم به گرمی تابستون به همه شما عزیزان دل.خوبید؟خوشید؟حتما که خوبید و شادید و سر زنده...خدای مهربونم هزاران بار شکرت

از اونجایی که در وبلاگ،مطلب تازه ای نذاشتم حدود سه ماهی می گذره.وقتی که ایران هم بودیم،دسترسی به اینترنت نداشتم و بعدش هم به ترکیه برگشتیم و از شانس اینترنت حدود 40 روزی قطع بود و ما چاره ای نداشتیم جز صبر کردن و انتظار...

این مدتی که در ایران بودیم،به بچه ها خیلی خوش می گذشت...بالاخره بچه ها همدیگر رو بعد از یکسال و اندی دیدند.ماشالله همشون بزرگ شده بودن.وحید عزیزم(پسرعموی علیرضا)رو که دیدیم فکر کردیم برادر بزرگش سعید جون هست...یگانه جونم تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netهم همینطور.ماشالله خانومی شده بود برای خودش.امسال که خیلی راحت بودم،دیگه استرس درسهاش رو نداشتم و این باعث آرامش خاطر بیشتری برای من و خود علیرضا شده بود.

متاسفانه 3 روز قبل از آمدن ما به ایران،مادر بزرگ عزیز،مهربون و دوست داشتنیم به رحمت خدا رفت و نتونستم که ببینمش.امیدوارم روحش شاد و جایش در بهشت برین باشد.

تعطیلات ما در ایران کم  بود.دو سه روز مانده بود به آخرای تعطیلات به همسرم تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدخبر دادن که مرخصیش رو 4 روز تمدید کردن.ما و خانواده هامون خیلی خوشحال شدیم مخصوصا علیرضا.خوشبختانه این تمدیدی بار دیگر 6 روز اضافه شد و خوشحالیمون دو چندان دیگر.در این مدت بچه ها تا تونستن با هم بازی کردن.به سرعت برق و باد تعطیلات تمام شد و ما برگشتیم.

 

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

مثل سالهای گذشته در ماه مبارک رمضون ما تا 6 یا 7 صبح بیدار می موندیم و روزها هم تا 3 یا 4 می خوابیدیم و بعدش هم  افطار و مهمانی و...توی ماه مبارک هرچند علیرضا نتونست روزه بگیره ولی سعی کرد که نمازش رو حتما بخونه و این برای خودش و ما کار بسیار پسندیده ای بود و راضی می شد.در این مدت با خودم فکر می کردم که شاید برنامه خواب بچه ها بعد از ماه مبارک بهم بخوره.اما خدا رو شکر این طور نشد و در مدت خیلی کوتاه بچه ها شبها زود می خوابیدن و از اون طرف هم صبح زود بیدار می شدن.حتما تا حالا براتون پیش اومده که گاهی اوقات در خواندن نماز صبح کوتاهی کنی و بگی 1دقیقه دیگه می خونم و این خواب شیرین دم صبحی باعث بشه که نماز صبحت قضا بشه...امان از دست شیطون.من هم از این ماجرا استثنا نبودم.یه روز که صبح زود علیرضا بیدار شده بود،دیدم داره نماز میخونه.اولش باور نکردم بعد دوباره نگاه کردم دیدم نه بابا خودشه...با خودم گفتم:آفرین علیرضا.منم چند دقیقه دیگه می خونم.دوباره گفتم:پاشو خجالت بکش،از این بچه یاد بگیر.تنبلی نکرده و بدون اینکه کسی بیدارش کنه خودش داره نماز میخونه و این چقدر شیرینه وقتی داره با خدای خودش راز و نیاز می کنه و این یک درس بزرگی بود که از پسر مهربونم گرفتم...

خدای مهربونم سپاسگزارم

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و به امید اینکه در ماه پر برکتی که گذشت ، تقدیری پر از خیر و برکت نصیب همه شما عزیزان شده باشد.آمین

 

در انتهای صحبتم،از دوستان با محبتم که به ما سر میزدن و نظر می دادن تشکر می کنم و بدونید همیشه به یادتون هستم


 

داخل فرودگاه

            

وحید دوست داشتنی

وحید عزیز و یگانه مهربونم

سعید نازنین به همراه علیرضا جونم

 

آقا معین که میهمان ما بودن و به آکواریوم رفته بودیم

            смайликсмайликсмайлик

این هم یکی از شیطنهای آقا علیرضا

سلااااااااااااام علیکم بر همه عزیزای دلم

смайликсмайликсмайликсмайлик

دوستون دااااااااااااارم خیلی زیااااااااااااااااااد

смайликсмайликсмайликсмайликсмайлик

متشکرم از حضور گرمتون...امیدوارم همواره خنده بر لبتون باشه...یا حق

 

смайликсмайликсмайликсмайликсмайликсмайликсмайликсмайлик

 


...




طراحی قالب توسط پارس تولز

ایران دوست
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ